مـاجــرای : خـــــر ما از کره گی دم نداشت! ...
مردی خری دید به گل در نشسته و صاحب خر از بیرون کشیدن آن درمانده.
مساعدت را ( برای کمک کردن ) دست در دُم خر زده قُوَت کرد ( زور زد ).
دُم از جای کنده آمد. فغان از صاحب خر برخاست که ” تاوان بده !”
مرد به قصد فرار به کوچه یی دوید، بن بست یافت.
خود را به خانه ایی درافکند.
زنی آن جا کنار حوض خانه چیزی می شست و بار حمل داشت ( حامله بود ).
از آن هیاهو و آواز در بترسید، بار بگذاشت ( سِقط کرد ).
خانه خدا ( صاحبِ خانه ) نیز با صاحب خر هم آواز شد.
برچسبها : مـاجــرای - خـــــر - کره - نداشت
| لينک ثابت | لينک به خارج |
نظرات (3 )
نوشته شده توسط کریم حیدری در چهارشنبه 30 تیر 1389 ساعت 01:03